حکایت جالب “ماشین مشدی ممدلی”

3360

‍ داستان ماشین مشدی ممدلی

مشهدی محمدعلی، در دهه بیست، یکی از پولدارهای قدیم تهران به شمار می رفت.‌ در زمانی که هنوز شمار خودروها در تهران بسیار اندک بود، او یک اتومبیل «استون مارتین» انگلیسی داشته‌.

 

مشتی که البته شخص خسیسی بوده، ماشینش رو تعمیر و نگهداری نمی‌کرد و از آن‌جایی که در اون زمان خیابان‌های شهر تهران سنگ فرش بود، به مرور، هر زمان که این ماشین از جایی رد می‌شد، مردم از سروصدای گوش‌خراش موتور و تلق و تلوقش جون به سر می شدن!

 

معروفیت به جهت اتول معیوب و البته حُسن خلق و خوش خلقی بی حد مشدی مندلی، سبب شده بود تا بچه‌های شیطون و بازیگوش تهران همینکه او را می‌دیدند سربه‌سرش بگذارند. دنبال ماشینش ‌بدوند و شیطنت کنند و به آواز، مشدی مندلی اوتول داره… اتولش بوق نداره… چرخ نداره… می خواندند و به این ترتیب آوازه او نه در تهران که در اندک مدت به مشهد، زادگاهش هم رسید!!

 

در این میان، غلامرضا روحانی، فکاهی نویس و شاعر طناز ملقب به اجنه، با استفاده از همین الفاظ و شعر خودجوش کودکان، ترانه ماشین مشدی مندلی را بازسرایی کرد و توسط جواد بدیع زاده به گونه ای زیبا اجرا گردید. شهرت مشدی مندلی و زیبایی و گیرایی آهنگ سبب شد که به سرعت در میان مردم پخش شود و بر سر زبانها بیافتد و صفحه محبوب خاص و عام شود!

 

و در پایان به آهنگ مشتی ممدلی با صدای جواد بدیع زاده گوش دهید:

یک دیدگاه

افزودن دیدگاه